تبليغاتX
تصویر مهر

میخوام توی خودم گم شم...

از همه بدم میاد.حالم از این زندگی به هم میخوره.دلم شکسته... ٬ گلوم گرفته.نفسم در نمیاد.دوست دارم از اینجا فرار کنم و برم توی یه جزیره که دیگه هیچ آدم نامرد و بی معرفتی نبینم.چرا باید توی دنیایی زندگی کنم که نه من  ادماشو دوست دارم و نه اون ها منو...

ای خدا دلگیرم ازت٬ای زندگی سیرم ازت...

چرا ؟ آخه چرا؟  میدونم که آدم خوبی نیستم و هرچی سرم بیاد حقمه اما دیگه انرژی ندارم.کم آوردم.ضعیف شدم.شکست خوردم.آره من توی نبرد با خودم شکست خوردم.من شطرنج زندگیمو به خودم باختم و این برام از همه چیز دردناک تره.کاش برای بردن تلاش نمیکردم٬چون اگه آسون میباختم دلم نمی سوخت.اما من بازی ای رو باختم که تا آخرین لحظه برنده بودم و دلم برای این گرفته.درسته که توی بازی نتیجه اونی شد که من میخواستم اما بعدش این برام  واضح شد که باختم ٬نه یه باختن ساده.بلکه شکستی که اینو به من فهموند که من زندگی رو اشتباه فهمیده بودم.شکستی که زندکی منو عوض خواهد کرد.

تا امروز تنها بودم اما از امروز دیکه هیچ کی رو ندارم چون دیگه کسی منو نمیشناسه...  تنهای تنها توی دریای زندگی بازیچه ی امواج شدم در حالی که دیگه از غرق شدن نمیترسم.درسته کشتیم شکسته اما ناراحت نیستم چون خودم علاقه ای به بودنش نداشتم و خودم کشتی عظیم و استوار خودمو شکستم.به این امید که آینده خودمو بسازم خرابش کردم.

ای خدا کمکم کن...

با اینکه دلم بارونیه اما خودم مثل کویر خشک خشک شدم.سبزی وجودم پژمرده و دریای نگاهم خشک شده.ای مردم لطفا منو فراموش کنید و ای خدا لطفا منو ببخش و کمکم کن چون فقط تو میتونی کمکم کنی.من رنگین کمانو توی یه شب کویری دیدم و از دیده های خودم هراسونم...

 

 

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود

و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود

پلنگ من دل مغرورم پرید و پنجه به خالی زد

که عشق ماه بلند من ورای دست رسیدن بود

گل شکفته!خداحافظ اگرچه لحظه دیدارت

شروع وسوسه ای در من به نام دیدن و چیدن بود

من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری

که هر دو باورمان ز آغاز به یکدیگر نرسیدن بود

اگرچه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد اما...

بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود

شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من

فریبکار دغل پیشه بهانه اش نشنیدن بود

چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم

تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود!

 


 

نوشته شده توسط امیر در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388 ساعت 11:47 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


فال

فال نامه نیمه اول آذر.
 

فروردین: اگر شما به خاطر اینكه وارد مرحله جدیدی شده‌اید و توانایی‌هایتان دگرگون شده است كمی ‌احساس یأس می‌كنید، زیاد نگرانی به دلتان راه ندهید. به جای اینكه دوران گذشته را بازسازی كنید و یا اینكه با عجله به سوی آینده حركت كنید، به لحظه حال توجه كنید. اما تا وقتی كه خودتان كاملاً آمادگی ندارید لزومی ‌ندارد كه احساسات خود را با دیگران در میان بگذارید.


اردیبهشت: شما امروز دوباره می‌خواهید به مشكلات قدیمی توجه كرده و سعی می‌كنید برای تعادل برقرار كردن بین نیازهای خود و نیازهای دوستان و همكارانتان تعادلی متناسب برقرار كنید. اگر شما همراه با دیگران درگیر یك پروژه شده‌اید، در عمل كردن به عنوان عضوی از تیم اگر نخواهید از اثرگذاریتان كمتر كنید با مشكل مواجه خواهید شد. به جای اینكه نگران سازنده بودن خود باشید، سعی كنید كارهایی انجام دهید كه با اعضای دیگر گروه هماهنگ باشد.


خرداد: امروز شما نمی‌توانید به راحتی از علایق خود در خانه چشم پوشی كنید و حتی وقتی به سر كار می‌روید تا بدان جا هم كشیده می‌شوند. شما مطمئن هستید كه تا موقعی كه احساساتتان ناگهانی سر ریز نكرده‌اند، قادر هستید آنها را تحت كنترل خود داشته باشید. وقتی كه این اتفاق بیفتد برای خود شما هم به اندازه دیگران تعجب‌آور خواهد بود. بنابراین تا دیر نشده عجله كنید؛ هرچه در دلتان دارید در طول روز بیرون بریزید.


تیر: حتی اگر شما خودتان دقیقاً بدانید كه چه كارهایی باید انجام دهید، ولی قبل از اینكه به هدفتان برسید، رویاهایتان شما را از مسیر اصلیتان خارج می‌كنند. بنابراین به خاطر از دست دادن زمان و انرژیتان خیلی ناراحت خواهید شد، اما شما می‌توانید با قبول كردن این گفته كه «در هر اتفاق حكمتی نهفته است» نوع نگاه خود را عوض كنید. شما شاید اكنون نتوانید آنچه را كه برایش برنامه‌ریزی كرده بودید را تمام كنید، ولی وقتی این كار را كردید روحیه خیلی بهتری خواهید داشت.

 

مرداد: اگر شما یك شریك شغلی دارید، ممكن است پای شما را به موقعیت آشفته‌ای بكشاند و شما به آسانی نمی‌توانید از كار این فرد سر در بیاورید. سر در آوردن از پیچیدگی‌های احساسی یك نفر دیگر كار سختی است، بخصوص زمانی كه موقعیت مالی شما در خطر باشد، سخت‌تر هم خواهد شد. اما فراموش نكنید كه تفاوت‌های بین شما و یك نفر دیگر در نهایت شاید ساده‌تر از قبول كردن شكاف عمیق بین عقل و احساستان باشد.


شهریور: شما رابطه دوستانه خاصی با یك نفر برقرار كرده‌اید، و الان فكر می‌كنید كه اگر بخواهید به این رابطه پایان دهید باید همه زندگیتان تغییر كند و از این رو به آن رو بشود. بنابراین این موضوع خیلی شما را ناامید و همچنین خسته كرده است. اعتماد بیش از اندازه شما به دیگران باعث شده كه خیلی بی‌احتیاط عمل كنید. اما اگر شما بخواهید با تكیه كردن به دیگران درگیر احساسات خود بشوید، امكان دارد یك نفر دیگر به شما خیانت كند. بنابراین سعی كنید كه به خاطر منافع یك نفر دیگر كاری انجام ندهید.


مهر: اگر شما مدتی زمان زیادی با یك راز زندگی كرده‌اید و تا بحال هم آن را افشا نكرده‌اید، الان وقتش رسیده كه تا حدودی از این نگرانی بیرون بیایید. شما توانایی‌های دیگری نیز دارید و درحال حاضر باید بر روی مسائل مادی خود مثل جزئیات پروژه‌تان در محل كار تمركز كنید. پس فعلاً به دنیای درونی خود توجه نكنید، این موضوع شما را برای مسافرتی كه در پیش رو دارید آماده می‌كند.


آبان: اگر امروز یك روز كاری به حساب می‌آید، اصلاً نباید اهمیت داشته باشد؛ برای اینكه ماه در پنجمین خانه شما، یعنی خانه بازی و شادی قرار دارد و به شما می‌گوید از خانه بیرون رفته و اوقات خوشی داشته باشید. اما این بی‌توجهی شما بار مسئولیت‌تان را بر دوش دیگران می‌اندازد و این موضوع اصلاً خوشایند آنان نیست. از بین كار و تفریح یكی را انتخاب كردن اصلاً دست خود شما نیست. سرنوشت شما هر چه كه باشد شما نمی‌توانید در برابرش ایستادگی كنید.


آذر: یك بار دیگر شما بین وظایف كاریتان و مسئولیت‌های خود در خانه قرار گرفته‌اید. در حال حاضر حتی اگر موقتی باشد، شما باید بتوانید هر نوع مشكلی را حل كنید. خوشبختانه دور و بری‌هایتان به خاطر شما و به طور موازی با شما حركت می‌كنند و با كمك كردن به شما واقعاً معجزه خواهند كرد. شما آدم نادانی نیستید!! اما بهتر است این رازی را كه بهتان گفتیم فعلاً به هیچ كس نگویید!


دی: شما امروز از برنامه‌های خودتان هم سر در نمی‌آورید! شاید شما از خودتان انتظارات زیاده از حد داشته‌اید و یا شاید وقت خودتان را تلف كرده باشید. اما الان هرقدر هم كه وقت داشته باشید، باز هم امكان دارد در محل كار و یا قرار ملاقات‌هایتان دیر حاضر بشوید. اما سعی نكنید با دروغ گفتن و یا اغراق كردن در واقعیت به اشتباه خود سرپوش بگذارید. صادق باشید و با اشتباهات خود به درستی برخورد كنید.


بهمن: امروز شما می‌توانید در یك لحظه خیلی به خودتان مطمئن باشید و در لحظه دیگر از اعتماد به نفس بالای خود رنج می‌برید. سیر كردن در این روند اصلاً جالب نیست، اما شما می‌توانید طی این مراحل چیزهای خیلی مهمی‌درباره خودتان بفهمید و خودتان را بهتر بشناسید. سرزنش كردن و مقصر دانستن دیگران باعث نمی‌شود احساس بهتری پیدا كنید و مطمئناً به آنها هم كمكی نخواهد كرد.


اسفند: رابطه‌های شما منشأ اصلی استرس‌های شما هستند، به خصوص اگر یك نفر از شما خواسته‌ای داشته باشد و شما از پس انجام دادن آن برنیایید. نفس عمیق كشیدن، زمانی را به مدیتیشن و یا دعا خواندن اختصاص دادن باعث می‌شود كه در این روز پر مشغله استرس‌های شما كمتر بشوند.


 

نوشته شده توسط امیر در شنبه هفتم آذر 1388 ساعت 9:27 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


بیوگرافی jessica alba

نام کامل: JESSICA MARIE ALBA
نام مستعار:SKY ANGEL
تاریخ تولد: 29 آپریل 1981.
محل تولد: کالیفرنیای امریکا.
شغل: بازیگر.
علت شهرت: ایفای نقش در سریال DARK ANGEL.
قد: 170 سانتی متر.
نام پدر:MARK ALBA---شغل: ارتشی---مکزیکی تبار.
نام مادر:CATHY ALBA---خانه دار----فرانسوی تبار.
برادر:JOSHUA
دوست پسر:MICHAEL WEATHERLY----در سـال 2001
آشنا شده و در سال 2003 از یکدیگر جدا شدند.
تحصیلات:دارای دیپلم متوسطه از دبیرستان کلارمونت.

جسیکا آلبا را می توان از موفق ترین بازیگران سال 2005 دانست زیرا در هیچ یک از رده بندیهای سالهای قبل جایی نداشت ولی در سال 2005 با بازی در فیلمهای سین سیتی و چهار شگفت انگیز و زیرآب توانست خود را مطرح و محبوب سازد.

jessica alba

بیوگرافی:
جـسیـکا در یــک خـانـواده ارتشـی پـرورش یـافـت. وی از 5 سـالگی شیفـته بازیگری بود. جسیکا از سن 11 سالگی در کـلاسـهـای بازیگری شرکت میکرد. وی در کودکی دختر بسـیـار شـلوغ و سرکشی بود. نخستین ایفای نقش وی در سـریـال FLIPPER در سال 1995 صورت گـرفـت. سـپس
در نقش آفرینی در سریال DARK ANGEL به شهرت دست یافت.

جسیکا آلبا را می توان از موفق ترین بازیگران سال 2005 دانست زیرا در هیچ یک از رده بندیهای سالهای قبل جایی نداشت ولی در سال 2005 با بازی در فیلمهای سین سیتی و چهار شگفت انگیز و زیرآب توانست خود را مطرح و محبوب سازد.

بیوگرافی:
جـسیـکا در یــک خـانـواده ارتشـی پـرورش یـافـت. وی از 5 سـالگی شیفـته بازیگری بود. جسیکا از سن 11 سالگی در کـلاسـهـای بازیگری شرکت میکرد. وی در کودکی دختر بسـیـار شـلوغ و سرکشی بود. نخستین ایفای نقش وی در سـریـال FLIPPER در سال 1995 صورت گـرفـت. سـپس
در نقش آفرینی در سریال DARK ANGEL به شهرت دست یافت.

فیلمهایی که ایفای نقش کرده:

Into the Blue (2005)
Sin City (2005)
Honey (2003)
The Sleeping Dictionary (2003)
Dark Angel (VG) (2002)
Dark Angel (series) (2000)
Paranoid (2000)
Idle Hands (1999)
Never Been Kissed (1999)
P.U.N.K.S. (1999)
Too Soon for Jeff (1996)
Flipper (series) (1995)

jessica alba


 

نوشته شده توسط امیر در سه شنبه سوم آذر 1388 ساعت 11:32 قبل از ظهر موضوع بیوگرافی jessica alba | لینک ثابت


...John Tucker Must Die

سلام به همه ی دوستای خوبم.

خیلی وقته چیزی درباره فیلم ننوشتم...

خوب امروز تصمیم گرفتم  چندتا مطلب از فیلم ( جان تاکر باید بمیرد - John Tucker Must Die)براتون بزارم.من که خیلی با این فیلم حال کردم .امیدوارم شما هم مثل من لذت ببرید.

john tucker must die

 

تاريخ انتشار : 28 ژولای 2006
استديو : 20th Century Fox
کارگردان : Betty Thomas
نويسنده : Jeff Lowell
بازيگران : Jesse Metcalfe, Brittany Snow, Ashanti Douglas, Sophia Bush, Arielle Kebbel, Jenny McCarthy
سايت رسمی :
John Tucker Must Die
نوع فيلم : کمدی ، رمانتیک
رده سنی : PG-13
مدت 89 دقيقه
خلاصه فیلم : کیت دختر نوجوان و زیبایی است که با مادرش زندگی می کند و در زمینه برقراری ارتباط اجتماعی تجربه ای ندارد . مادر کیت زنی بی توجه به مسائل اخلاقی است که هر بار که در یک رابطه عشقی شکست می خورد از محل اقامتشان به جای دیگری نقل مکان می کند و بنابراین کیت همیشه دختری تنها بوده و هیچ دوستی ندارد . از سوی دیگر جان تاکر که پسری خوش تیپ و خوش هیکل و کاپیتان تیم بسکتبال مدرسه است و تجربه زیادی در ارتباط با دختران دارد همزمان با سه تا از دخترهای مدرسه به اسامی هیدر ، کری و بت دوست می شود و در ادامه هر سه آنها را رها می کند . دخترها که متوجه این موضوع شده اند با هم متحد شده و تصمیم می گیرند از جان انتقام بگیرند . بنابراین آنها نقشه ای طرح می کنند که کیت را به نحوی با جان آشنا کنند و سپس کاری کنند که کیت او را رها کند تا دل جان بشکند اما در ادامه مشخص می شود که کیت و جان واقعاً دلباخته هم شده اند .
دریافت تریلر

John_Tucker_Must_Die

این هم لینک دانلود این فیلم جالب با فرمتdivx ا : John Tucker Must Die

John tucker must die


 

نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و سوم آبان 1388 ساعت 9:38 قبل از ظهر موضوع فیلم ها | لینک ثابت


رومانتیک...

romantic

 دست خودم نبود یهو عاشق خنده هات شدم
دست خودم نبود یهو دیوونه ی نگات شدم
دست خودم نبود یهو پاتو گذاشتی تو دلم
شدی تمام زندگیم ، می شنوی گله خوشگلم؟؟
دست خودم نبود که دنیام یهو شد تیره و تار
دلم که عاشق تو شد چشام شدن ابر بهار
به خدا دست من نبود تو قلبمو کردی اسیر
جونمو می کنم فدات اگه بگی واسم بمیر
دست خودم نبود چشات دله منو دیوونه کرد
دلم هوای گریه داشت عشق تو رو بهونه کرد
کاشکی می شد فقط یه بار قلبت صدامو می شنید
اون چشای مهربونت غمه نگاهمو می دید
اما بازم عشق منو توی نگاهم ندیدی
عاشقی دست من نبود کاشکی اینو می فهمیدی...
  

romantic

  دل به چشمای تو بستم تو شدی همه وجودم

عشق تو باور من شد با تموم تا رو پودم

هر کی اومد سر راهم چشما مو بستم ندیدم

دست تو تو دست من بود تو رو با دلم خریدم

برای نفس کشیدن عشق تو طنین من بود

بودن تا پیش چشمام خواب و رویای شبم بود

من همه ترانه هامو واسه چشم تو نوشتم

ندونستم تو دروغی وای چه تلخ سرنوشتم

من بدون تو میمردم اما تو تنها نبودی

من واست بازیچه بودم عشق رویا هام نبودی

هنوزم سخت عزیزم باور بد بودن تو

بازی رو دیگه تموم کن دیگه بسته موندن تو

فکرشم واسم عذاب که دلت پر از فریب

هنوزم باور ندارم که شدی واسم غریبه

گر چه تو واسم عزیزی نمی بخشم عشق همراهت

تا ابد باید بمونی آره تو آتیش اون گناهت

عشقمو بازیچه کردی خدا برسه به دادت

romantic love

 ادما از ادما زود سیر میشن

ادما از عشق هم دلگیر میشن

ادما رو عشقشون پا میذارن

ادما ادمو تنها میذارن

منو دیگه نمیخوای خوب میدونم

تو کتاب دلت اینو میخونم

...

یادته اون عشق رسوا یادته؟

یادته دیوونگی ها یادته

تو میگفتی که گناه مقدسه

اولو اخر هر عشق هوسه

ادما اخ ادمای روزگار

چی میمونه از شماها یادگار

دیگه از بگو مگو خسته شدم

من از اون قلب دو رو خسته شدم

نمیخوای بمونی توی این خونه

چشم تو دنبال چشمای اونه

همه ی حرفای تو یک بهونس

اون جهنمی که میگن این خونست....

romantic lovely heart


 

نوشته شده توسط امیر در سه شنبه پنجم آبان 1388 ساعت 12:0 بعد از ظهر موضوع عاشقانه ها | لینک ثابت


اشک... و فقط اشک...

 

 اشک

می شکنم بی صدا  تو می بینی شکستنم چه گونه است  اشکهایم حتی باران را خیس می کند در یک شب طوفانی خنده هایم هرچه بی صدا باز رعد آ سمان را محو میکند  آنگاه که از پنجره نگاهم با صداقت قلبم را هد یه کردم تو زدی شیشه نگاهم را شکستی

من صدایت کردم کنار آن رز قرمز که در دستانت هر چند لحظه ای با نسیم عشق عاشق تر میشد تو نشنیدی آن لحظه باد با من قهر بود صدایم را به ته کوچه خیال گوشه تنهایی در میان اشکهایم گم کرد...

 

هر شب ز آه، نگاه آشناي اشک
رخسار ماست به هر شب سراي اشک
جانم روانه به لب مي شود ز داغ
گاهي به قصد که شود از قفاي اشک
در شهر گشتم و اهل دلي نبود
آني که نيک بداند بهاي اشک
تا سيل خون برهاند ز ديدگان
تا سر کند به فغان ماجراي اشک
اي آنکه بر سر شعري حقيقتي است
آبي بر آتش غم هاي هاي اشک
صد بانگ رعد ندارد اثر چو آه
((باران صبح ندارد صفاي اشک))

 


 

نوشته شده توسط امیر در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 10:31 قبل از ظهر موضوع عاشقانه ها | لینک ثابت


بیوگرافی aylar dianati

aylar dianati

ايلار ديانتي متولد ۱۲ فبريه سال۱۹۸۴ در تهران است.او در سن۳سالگي ايران را ترک و به نروژ رفت و زير نظر  يک دايه رشد کرد.اگرچه او در سن پايين ايران را ترک کرد ولي او اعتقاد عميق و شديدي به ريشه ايراني و مذهب خود داشت و دايه خود را مانند پدر و مادر خود دوست داشت.

در۱۶ سالگي توسط پدر اصلي خود براي تعطيلات به ايران دعوت شد و پدرش با او ارتباط نزديکي داشت.بازگشت به ايران و و رفتن به منطقه خانواده گم شده او برايش تبديل به يک کابوس شده بود.و دو سال بعد به ايران بازگشت و سرانجام از ايران گريخت و به نروژ رفت.

او ميخواست ريشه و اصل خودش رو  به وسيله مادري که با او زندگي ميکرد در امريکا پیدا کند ولي اين تصميم زندگي او را تغيير داد.در مدت ۲ ماهي که در امريکا زندگي ميکرد او وارد دنياي حکفرما شده توسط دارو ها و سو استفاده جنسي شد. و سرانجام او فهميد که زمان فرا رسيده تا زندگي خودش رو تغيير داده و به نروژ برگشت.

سپس او تصميم گرفت تا در سال ۲۰۰۴در نروژ در the Miss Norway شرکت کند ولي متاسفانه اين موضوع با شيوع  گذشته بد ايلار بهم خورد

 در سال ۲۰۰۵ او تصميم گرفت تا .... (از ترجمه معضورم)

در سال ۲۰۰۶ در ويديو  "I'll Be Ready" و در سال ۲۰۰۷ در ويديو هاي busshuter به عنوان مدل بازي کرد

...

 

 


 

نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 ساعت 11:46 قبل از ظهر موضوع بیوگرافی aylar dianati | لینک ثابت


ق... ف... س...

من نمیدونم چرا....     ما آدما..... 

          از عشقمون برای طرفمون قفس میسازیم.  که....

     که بند خدا مجبور بشه راهی برای فرار پیدا کنه؟؟؟؟!!!!!!

شاید به خاطر یه جور ترسه....

                       و شاید هم کمبود اعتماد به نفس...

پ.ن: پیشنهاد میکنم کتاب once a minute رو بخونید.

پ.ن۲:امروز روز جهانی دریانوردیه .هرکی دوست داره میتونه تبریک بگه هاااا...

پ.ن۳:برام یه مشکل خیلی خیلی خیلی بزرگ پیش امده.لطفا برام دعا کنید.


 

نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه هشتم مهر 1388 ساعت 12:25 بعد از ظهر موضوع عاشقانه ها | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting